محمد مهدى ملايرى

145

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

پس از فتح عراق ، به زودى از تقسيم آنجا كه طبق معمول عرب‌ها بين بعضى قبائل عرب تقسيم شده بود ، عدول كرد و آنچه را هم كه تقسيم شده بود باز پس گرفت و آنجا را همچنان در اختيار كشاورزان و دهقانان ايرانى باقى گذاشت . يكى از علتهاى اين كار همين دقت و پيچيدگى نظام آبيارى آنجا و ترس خليفه از اين بوده است كه اعراب از عهدهء درك و عمل به آن نظام برنيايند و كار آنها به اختلاف و كشمكش و نزاع بكشد و آن سرزمين هم به ويرانى كشيده شود و آنچه اين حدس را تقويت مىكند اين است كه در همهء رواياتى كه در اين باره وارد شده ذكرى از آب و در بعضى از آنها هم ترس خليفه از نزاع اعراب بر سر آب آمده است . كذك آمارديبهر خوارزمى ، پس از شهر آمارديبهر كه مسؤول امور مالى همهء مملكت و ظاهرا عنوان ديگرش ايران آمارگر بوده ، منصب ديگرى را ذكر كرده كه پس از شهر آمارديبهر قرار مىگرفته و آن كذك آمارديبهر است . همچنان كه شهر در آن دوران به معنى تمام كشور بوده كذك كه همان كده فارسى و به معنى خانه است به معنى مركز مملكت و مقرّ دولت و به تعبير عربى دار الملك به كار مىرفته كه مىتوان آن را به جاى دربار يا پايتخت گذاشت ، برحسب اين‌كه قلمرو آن در آن روزگار تا چه اندازه بوده است . اين مقام در آثار فارسى به صورت در آماركار آمده كه همين معنى دربار يا اقامتگاه شاه را مىدهد . سرپرستى همهء امور مالى دربار و املاك و عوايد اختصاصى شاه و هر آنچه با او و شايد هم خاندانش ارتباط مىيافته در قلمرو كار اين ديوان قرار مىگرفته و حدود وظايف آن كم‌وبيش منطبق با همان حدود و وظايفى بوده كه در دستگاه خلفاى عباسى ديوان الخاصة و شايد هم ديوان الضياع داراى آن بوده‌اند .